مجموعه مستند راز مجموعه مستند راز
با دیدن این فیلم به راز کائنات و دستیابی به موفقیت و ثروت پی خواهید برد
معافیت از خدمت سربازی
هم کار یاد بگیرید، هم حقوق بگیرید و هم از خدمت سربازی معاف شوید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 8 تیر 1388 ساعت 09:04

 

 کلی احساس غرور کردم و هنوز هم بعد از چند روز مزه‏اش از بین نرفته!

مدتی بود فکر می‏کردم آخرین باری که بابا منو بوسیده کـِی بوده!  

همه بلد نیستن فریاد بزنن ...

بعضی‏ها مثل بابای من وقتی بعد از دو هفته هم دیگه رو دیدیم در آغوشم کشید و چند قطره اشک ریخت و گفت کجایی بی‏معرفت دلم برات تنگ شده بود؟! 

  

شما تا حالا چند بار با صدای بلند دوست داشتن ِ کسی رو فریاد زدید؟  

 

آآآآآآآآی! 

           تویی که نمی‌شناسمت ... 

                                         دوستت دارم!

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 1 تیر 1388 ساعت 14:14

 

 

 

دوباره خوابشو دیدم   

من ِ لعنتی دوباره 

 

یه زمان‌هایی هیچ وقت تکرار نمیشه! 

همیشه تو یاد آدم باقی می‌مونه.  

با همه مشکلاتی که وجود داره میشه جوری عمل کرد که همیشه این لحظات تکرار بشن!  

.

.

وقتی از همه چیز خسته و درمونده میشی (مثل دیشب بعد از دیدن فیلم حادثه‌ای که این روزا اتفاق افتاده) ... تنها جایی که آرامش بهت میده دعا خوندن هست و ... 

 

الهی عَظُمَ البَلاءُ وَ بَرِحَ الخَفاءُ ...

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 28 خرداد 1388 ساعت 12:41

 

 

 

فراق دوستانش باد و یاران 

که ما را دور کرد از دوستداران 

 

دلم در بند تنهایی بفرسود 

چو بلبل در قفس روز بهاران 

 

هلاک ما چنان مهمل گرفتند 

که قتل مور در پای سواران 

 

ندانستم که در پایان صحبت 

چنین باشد وفای حق گزاران 

 

دلا گر دوستی داری به ناچار 

بباید بردنت جور هزاران  

 

خلاف شرط یارانست سعدی 

که برگردند روز تیرباران 

 

چه خوش باشد سری در پای یاری 

به اخلاص و ارادت جان سپاران

  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 26 خرداد 1388 ساعت 19:59

 

 

 یه وبلاگ به اسم کوته‌نوشت دیدم ... خوندنی بود و قابل الگو برداری! 

 

این کوته‌نوشت به نظرم تلنگری بود به خودم ... 

 

تنها جایی که  حجاب داشت، هنگام نماز خواندن بود؛ 

گویا تنها کسی که به او محرم نبود، خدا بود!

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 25 خرداد 1388 ساعت 09:02

 

 کردم از عقل سوالی که بگو ایمان چیست؟ 

عقل در گوش دلم گفت که ایمان ادب است! 

 

آدمی‌زاده اگر بی ادب است انسان نیست 

فرق ما بین بین آدم و حیوان ادب است  

 

(سعدی)

 

 

 

چند روز میخواستم یه چیزی بنویسم! 

تا اینکه این جمله رو دیدم ... 

 

سخت ترین کار در دنیا محکوم کردن یک احمق است.  

(چرچیل)

  

  

 

'' یه عکس بی ربط! ''

AxNama free image hosting | عکس نما آپلود عکس رایگان 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 13 خرداد 1388 ساعت 16:15

 

 

 

ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش   

  

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش!

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 10 خرداد 1388 ساعت 16:31

 


دارم روز شماری میکنم که مرداد بشه 


هرشب صدای قلبشو گوش میدم  


 

 

 ما آدما چرا اینجوری هستیم؟! 

چرا با شنیدن چیزی از کسی که حتی یک بار هم ندیدیش و یا آرزوش رو می‌کنی تمام افکارت به هم می‌ریزه!! 

صدای قلب آدم رو به زندگی امیدوار می‌کنه ... مخصوصن کسی که با تموم وجود دوستش داری و انتظار اومدن یا دیدنش رو می‌کشی. 

 

 

دلی دارم پر از غم‌های بسیار  

که او را دیده بنموده گرفتار  

فغان از این دل و از دیده زار  

خداوندا رسان ما را به دلدار

  

 

 دل من حالش خوشه… اصلن بلد نیست بگیره 

ولی خیلی تنگ میشه … گاهی می‌ترسم بمیره 

  (رضا صادقی)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 10 خرداد 1388 ساعت 08:27

 

 

 

 

یک روز می‌بوسمت

   فوقش خدا مرا می‌برد جهنم

    فوقش می‌شوم ابلیس

     آن وقت تو هم به خاطر این که یک « ابلیس » تو را بوسیده، جهنمی می‌شوی

جهنم که آمدی، من آن جا پیدایت می‌کنم و هر روز می‌بوسمت

   وای خدا! چه صفایی پیدا می‌کند جهنم ...! 

 

یک روز می‌بوسمت

   پنهان کردن هم ندارد. مثل خنده‌های تو نیست که مخفی‌شان می‌کنی،
     یا مثل خواب دیشب من که نباید تعبیر شود،
       مثل نجابت چشمهای تو است، وقتی که توی سیاهی چشم‌های من عریان می‌شوند. عریانی‌اش پوشاندنی نیست، پنهان نمی‌شود ... .

 

یک روز می‌بوسمت

   یکی از همین روزهایی که می‌خندانمت،
     یکی از همین خنده‌های تو را ناتمام می‌کنم: می‌بوسمت

و بعد، تو احتمالا سرخ می‌شوی، و من هم که پیش تو همیشه سرخم ... . 

 

یک روز می‌بوسمت

   یک روز که باران می‌بارد، یک روز که چترمان دو نفره شده، 

     یک روز که همه جا حسابی خیس است، 

   یک روز که گونه‌هایت از سرما سرخ سرخ، آرام‌تر از هر چه تصورش را کنی،
آهسته، می‌بوسمت ... .  

 

یک روز می‌بوسمت

   هر چه پیش آید خوش آید

     حوصله‌ی حساب و کتاب کردن هم ندارم! 

       دلم ترسیده، که مبادا از فردا دیگر « عشق من » نباشی

   آخر، عشق چهار حرفی کلاس اول من، حالا آن قدر دوست داشتنی شده که برای خیلی‌ها چهار حرف که سهل است، هزار هزار حرف باشد

   به قول شاعر: عشق کلاس اول، تنها چهار حرف است، اما کلاس آخر، عشق هزار حرف است ... . 

 

یک روز می‌بوسمت

   فوقش خدا مرا می‌برد جهنم

   فوقش می‌شوم ابلیس

     آن وقت تو هم به خاطر این که یک « ابلیس » تو را بوسیده ، جهنمی می‌شوی

       جهنم که آمدی، من آن جا پیدایت می‌کنم و هر روز می‌بوسمت

وای خدا! چه صفایی پیدا می‌کند جهنم ... ! 

 

یک روز می‌بوسمت

   می‌خندم و می‌بوسمت

     گریه می‌کنم و می‌بوسمت

یک روز می‌آید که از آن روز به بعد، من هر روز می‌بوسمت

   لب‌هایم را می‌گذارم روی گونه‌هایت،
     و بعد هر چه بادا باد: می‌بوسمت ! تو احتمالا سرخ می‌شوی،
       و من هم که پیش تو همیشه سرخم ...

 

   

 

یادداشت: نویسنده‌اش رو پیدا نکردم!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 9 خرداد 1388 ساعت 18:18

 

"  خَلَقَ الإنسَانَ مِنْ عَلَقٍ  "

 

  انسان را  از خون بسته‌ای خلق کرد 

   

 *** 

 از دست و زبان که بر آید -- که از عهده‌ی شُکرش به در آید

 

 

تا حالا به اعضای بدن یه نوزاد در رحم مادر نگاه کردین؟! 

وقتی حرکت می‌کنه ... شایدم هم بهت چشمک می‌زنه ومی‌خنده که بهترین جای دنیا رو داره! 

 

  

 

انسان ، طالب کمال مطلق 

(کتاب انسان کامل ـ استاد مرتضی مطهری ـ ص 80 – 82)  

 

" انسان همیشه طالب آن چیزی است که ندارد " و این خیلی عجیب است. هر چیزی را تا ندارد خواهان اوست، وقتی همان چیز را دارا شد، دلزده‏گی برایش پیدا می‏شود، چرا؟

این یک امر غیر منطقی است که در طبیعت یک موجود، میل به چیزی وجود داشته باشد ولی وقتی به آن برسد، خواهان آن نباشد و آن را از خود طرد کند.

تجسم فکر معروف افلاطون که می‏گوید انسان هر معشوقی که دارد، ابتدا با یک جذبه و عشق و ولع فراوان به سوی او می‏رود ولی همین که به وصال رسید، "عشق" در آنجا دفن می‏شود، وصال، مدفن عشق است و آغاز دلزده‏گی و تنفر و فرار. چرا اینطور است؟

این مسأله یک امر غیرطبیعی و غیرمنطقی به نظر می‏رسد، اما آنهایی که دقیق‏تر در این مسئله فکر کرده‏اند، آن را حل کرده‏اند، گفته‏اند: مسئله این است که انسان آن‏چنان موجودی است که نمی‏تواند عاشق محدود باشد، نمی‏تواند عاشق فانی باشد، نمی‏تواند عاشق شیئی باشد که به زمان و مکان محدود است، انسان عاشق کمال مطلق است و عاشق هیچ چیز دیگری نیست، یعنی عاشق ذات حق است، عاشق خداست. همان کسی که منکر خداست، عاشق خداست، حتی منکرین خدا که به خدا فحش می‏دهند، نمی‏دانند که در عمق فطرت خود، عاشق کمال مطلق‏اند ولی راه را گم کرده‏اند، معشوق را گم کرده‏اند.

محی‏الدین عربی می‏گوید: "ما احب احد غیر خالقه" هیچ انسانی غیر از خدای خودش را دوست نداشته است ... و هنوز در دنیا یک نفر پیدا نشده که غیر خدا را دوست داشته باشد.

[مثلا] مجنون خیال می‏کند که عاشق لیلی است، او از عمق فطرت و وجدان خودش بی‏خبر است. لهذا محی‏الدین می‏گوید: پیغمبران نیامده‏اند که عشق خدا و عبادت خدا را به بندگان یاد دهند [چون] این، فطری هر انسانی است بلکه آمده‏اند که راه‏های کج و راست را نشان دهند، آمده‏اند بگویند ای انسان! تو عاشق کمال مطلقی، خیال می‏کنی که پول برای تو کمال مطلق است، خیال می‏کنی که جاه برای تو کمال مطلق است، خیال می‏کنی که زن برای تو کمال مطلق است، تو چیزی غیر از کمال مطلق را نمی‏خواهی ولی اشتباه می‏کنی؛

پیامبران آمده‏اند که انسان را از اشتباه بیرون بیاورند. درد انسان، آن درد خدایی است که اگر پرده‏های اشتباه از جلو چشمش کنار رود و معشوق خود را پیدا کند، به صورت همان عبادت‏های عاشقانه‏ای درمی‏آید که در علی (ع) سراغ داریم. چرا قرآن می‏گوید : "الا بذکر الله تطمئن القلوب" بدانید که منحصراً و منحصراً "بذکر الله" که مقدم شده است، علامت انحصار است با یک چیز قلب بشر آرام می‏گیرد و از اضطراب و دلهره نجات پیدا می‏کند و آن، یاد خدا و انس با خداست. قرآن می‏گوید اگر بشر خیال کند که با رسیدن به ثروت و رفاه، به مقام آسایش می‏رسد و از اضطراب و ناراحتی و شکایت بیرون می‏آید، اشتباه کرده است. قرآن نمی‏گوید نباید دنبال این‏ها رفت، می‏گوید این‏ها را باید تحصیل کرد، اما اگر خیال کنید این‏ها هستند که به بشر آسایش و آرامش می‏دهند و وقتی بشر به این‏ها رسید، احساس می‏کند که به کمال مطلوب خود نائل شده است، اشتباه می‏کنید ، منحصراً با یاد خداست که دل‏ها آرامش پیدا می‏کند. بسیاری از مکتب‏ها تکیه‏شان روی [دور ماندن انسان از اصل خود] است.

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo