شنبه 26 مرداد 1387 ساعت 12:12

ملکا بخت جهان را تو بلند اختر سَعـْدی

که به نام توبود هر که زند سکه نقدی


نه مقید به زمـانی نه زمین‌گیر مکانی

تویی آن خلقت پیشین که نباشد ز تو بعدی



همه جسم‌اند و تو روحی، همه نیش‌اند و تو نوشی

همه تلخ‌اند و تو شیرین، همه زهرند و تو شهدی


نظر ربِّ تعالی همه بر آن قد و بالا

چه فروغی چه جلالی چه شکوهی و چه مجدی


ملکا قدر بلند تو ز اسماء تو پیداست

خلف و قائمی و منتـَظـَر و حجـّت و مهدی

سالروز تولد آخرین برگزیده خدا مبارک.
شعر کامل نیست! فقط این چند بیت یادم مونده، تکمیل‌ش می‌کنم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 23 مرداد 1387 ساعت 18:36

 

از بس نیامدی

هنگام

 

از بس نیامدی

کوچه چند باره می‌شود

و من

هم‌چنان

بر قوطی خالی قلب خود

لگد می‌کوبم

تا

با دلنگ دلنگ صدای آن

بر خاطره‌های سخت ساده‌گی بپیمایم

در انتظار فردایی

که رفت

 

 

ـ چی بگم! ... حرفام تموم شده! ... شاید از زیادی حرف باشه که تموم شده! ... یا شاید هم این درد لعنتی! ( کمر درد، عصب سیاتیک مدتی هست گرفته ول نمیکنه) ... نمیدونم!!!

 

 

"... از چشم شما که نه،
   از درخت سیب که نه،
       من از تمام عناصر جهان، پای رفـتن می خواستم
    حالا از پا افتاده ام..."
               (سیده شیوا صالحی)

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
<